سوال؟


 

چه‌جوری یک نفر می‌تونه از این لذت ببره که ساعت شش و نیم صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بیداره شه، از تخت بخزه بیرون، لباس بپوشه، به‌زور غذا بخوره، برینه، بشاشه، دندون‌ها و موهاشو بشوره، و با ترافیک دست و پنجه نرم کنه تا برسه به مکانی که قراره توش واسه یک نفر دیگه کلی پول در بیاره، تازه کلی هم سپاسگزار باشه واسه موقعیتی که بهش داده شده؟

چارلز بوکفسکی
هزار پیشه


 

 

بهترین آلوی دنیا           زندگی عشق و دیگر هیچ - لئو بوسکالیا


 

باید یاد بگیرید نمی‌توانید محبوب همگان باشید. شما می‌توانید بهترین آلوی دنیا باشید، رسیده، آبدار، شیرین و خوشمزه. اما یادتان باشد، هستند آدمهایی که آلو دوست ندارند. باید بفهمید که اگر مرغوبترین آلو هستید، اما دوست شما آلو دوست ندارد، حالا می‌توانید انتخاب کنید که موز بشوید، اما باید متوجه باشید که اگر تصمیم بگیرید موز بشوید، همیشه یک موز درجه دوم خواهید بود، در حالی که می‌توانستید برای همیشه بهترین آلوی دنیا باقی بمانید.

لئو_بوسکالیا

زندگی عشق و دیگر هیچ


 

9 راهکار برای از بین بردن وابستگی های مخرب


9 راهکار برای از بین بردن وابستگی های مخرب

1- وابستگی ناسالم خود را بشناسید

آگاهی نسبت به وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه بر می دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید و همه ترس ها و نگرانی هایتان همواره روی پاهان خودتان می ایستید. شما قوی هستید و هم اکنون با استفاه از این آگاهی از وابستگی ترس هایتان را پشت سر می گذارید. همین شناخت است که به مدد آن دنیای شخصی بنا می نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به سر خواهید برد.

2- دلایل وابستگی خود را پیدا کنید

تشویش ها، ترس ها و نگرانی ها و تمام چیزهایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می شوند را روی کاغذ بیاورید. این عمل باعث می شود تا چیزهایی که باعث ناراحتی شمامی شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می کنید و روشی است تا از طریق آن زباله های فکری تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه های ذهنی شما می شود.

3- عزت نفس خود را بالا ببرید

وابستگی عاطفی همواره با عدم عزت نفس ارتباط دارد. در وابستگی های شدید احساسی، فرد خالی از عزت نفس بالا است. روی نکات مثبت و موفقیت هایتان تمرکز کنید. نه گفتن را یاد بگیرید. به خواسته هایتان توجه کنید. سعی نکنید خودتان را تغییر دهید. به نظر خودتان اهمیت دهید. در ذهنتان تصویر مثبتی از خود داشته باشید. از خودتان مواظبت کنید. انجام همه این کارها باعث می شود عزت نفس خود را بالا ببرید و به تدریج از وابستگی رهایی پیدا کنید.

 

4- اوقاتی را به تنهایی خودتان اختصاص دهید

به این مسئله فکر کنید که تنهایی نیز می تواند لذت بخش باشد! می توانید از این فرصت استفاده کنید و کارهای مورد علاقه تان را انجام دهید: کتاب خواندن، گوش دادن به موسیقی، ورزش کردن، یادگیری چیزهای جدید و یا کمک به افراد نیازمند. اگر تنها هستید، لحظات کوچکی که در تنهایی با خودتان می گذرانید، می توانند لحظات ناب شادی بخشی باشند.

5- از نبودن دیگران به وحشت نیفتید

برای آن که به طرز چشمگیری ترس و وحشت خود را از نبودن دیگران کاهش دهید، چشم هایتان را ببندید و نفس های عمیقی بکشید. درواقع، زمانی که تنفستان عمیق و طولانی باشد، فعالیت ذهنی تان کاهش می یابد و بدن آرام می شود. غیرممکن است زمانی که آرام و عمیق نفس می کشید، آرام شوید. با انجام این عمل متوجه خواهید شد که بعد از چند دقیقه، آرامش به شما بازخواهد گشت.

6- سعی نکنید نظر همه را جلب کنید

بدون آن که سعی کنید عشق و توجه دیگران را از دست بدهید، به دیگران «نه» بگویید و افکارتان را بیان کنید. شما نمی توانید مورد پسند همه مردم قرار بگیرید و همه را از خود راضی نگه دارید و این امری طبیعی است، پس حق دارید که تصمیم گیری کنید و آنچه را که می خواهید به وضوح بیان کنید.

 

7- احساس گناه نکنید

احساس گناه همانند دور باطل عمل می کند و اثر گلوله برف را دارد؛ در زمانی که اتفاق ناگواری می افتد از خود می پرسید که چرا چنین چیزی برایتان پیش آمده است و در نهایت متقاعد می شوید که مطمئنا کار بدی انجام داده اید و بعد در وجودتان به دنبال نقص ها و خطاهای خیالی می گردید و باز هم احساس گناه بیشتری می کنید. احساس گناه به طور پیوسته از شما یک گناهکار می سازد و بدون آنکه بتوانید این احساس را به یک خطای مشخص ربط دهید، دچار احساس مبهم گناه می شويد

8- از افراد موفق الگوبرداری کنید .

هنگامی که افرادی را مشاهده می کنید که علی رغم وابستگی های شدید خود توانسته اند بر مشکل خود غلبه کنند و زندگی شادی داشته باشند، شما نیز می توانید از آن ها الگوبرداری کنید و راهی را که آن ها رفته اند یاد بگیرید.

9- اهمیت نیازهای خود را بشناسید

نیازهای خود را بسیار مهم و غیرقابل اجتناب بدانید. وابستگی در بیشتر مواقع در نتیجه نادیده انگاشتن و اجتناب از خود در مورد نیازهای مهم بوجود
می آید.


پایان




دفترچه شناخت همسر


دفترچه شناخت همسر

اگه در اوایل شروع زندگی مشترکتون هستید " دفترچه شناخت همسر " تهیه کنید ؛

همانطور که تمام وسایلی که خریداری می کنیم همراه با یک "دفترچه راهنما" به شما داده می شود تا به راحتی و به درستی بتوانید از وسیله ی خریداری شده استفاده کنید؛

برای ارتباطی درست و ماندگار با کسی که برای اولین بار وارد زندگی شما میشود نیز نیاز به یک "دفترچه شناخت همسر" دارید؟


 تمام علاقه مندی ها،اولویت های زندگی و عواملی که باعث:

خوشحالی
ناراحتی
استرس
خشم
ترس
هیجان
آرامش

1. فصل بایدها:عوامل خوشایند مخاطب
2. فصل نبایدها:عوامل ناخوشایند مخاطب

سپس جواب تمامی سوال ها و هرچیزی که از مخاطب می دانید را در دفترچه یادداشت کنید.

مثال:

فصل نبایدها 

1. از آرایش غلیظ بدش می آید
2. از اینکه در جمع خودمانی صداش کنم بدش می آید.

فصل بایدها 

1. از اینکه به خانوادش اهمیت بدم خوشش میاد.
2. از شال سبز خوشش میاد

و ...

رمز موفقیت این تکنیک اینکه :

همواره به نکات دفترچه توجه و عمل کنید از عواملی که باعث خشم و ناراحتی وی می شود دوری کنید و به عواملی که خوشایند اوست اهمیت دهید.

 دکترسعیدشعبانلو

روانشناس و مشاورخانواده


 

قوانین ۱۵ دقیقه‌ای


 قوانین ۱۵ دقیقه‌ای

- اگر روزی ۱۵ دقیقه را صرف خودسازی کنید، در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.

- اگر روزی ۱۵ دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیب تان خواهد شد.

- اگر روزی ۱۵ دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید، از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.

- اگر روزی ۱۵ دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید، از هفته ای چند بار باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه‌ی بهتری خواهید گرفت.

- اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید، به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.

 زیبایی روش یا قانون ۱۵ دقیقه در این است که آنقدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه‌ی این که وقت ندارید آن را به تاخیر نمی‌اندازید.


 

 

کمک‌های بی جا به کودکان ممنوع


 

کمک‌های بی جا به کودکان ممنوع

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد. شخصی نشسته بود و ساعت های تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا می کرد.
آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر می_رسید که خسته شده، و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد.
آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد، اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند.
آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و محکم شود و از جثه او محافظت کند.
اما چنین نشد!
در واقع ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز کند.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را، خدا برای پروانه قرار داده بود، تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله

فرزندان ما باید در سختی ها قرار بگیرند. باید در تلاش وتقلا برای انجام کارهایشان قرار بگیرند. کمک ها و حمایت های زیادی و بی موقع آن ها رایک عمر از کار می اندازد


 

کفش نارنجی


کفش نارنجی

پشت ویترین مغازه کفش فروشی ایستاده بود
قیمتها را میخواند و با پولی که جمع کرده بود مقایسه میکرد تا چشمش به آن کفش نارنجی که یک گل بزرگ نارنجی هم روی آن بود، افتاد....

بعد از آن دیگر کفشها را نگاه نکرد ، قیمتش صد تومان از پولی که او داشت بیشتر بود.

آنشب به پدرش گفت که میخواهد کفش بخرد و صد تومان کم دارد...

بعد از شام پدرش دو تا اسکناس پنجاه تومانی به او داد و گفت: فردا برو بخر ،

تا صبح خواب کفش نارنجی را دید که با یک دامن نارنجی پوشیده بود و میرقصید و زیباترین دختر دنیا شده است ،

فردا بعد از مدرسه با مادرش به مغازه کفش فروشی رفت ، مادر تا کفش نارنجی را دید ،

اخمهایش را درهم کشید و گفت : دخترم تو دیگه بزرگ شده ای برای تو زشته

و با اجبار برایش یک جفت کفش قهوه ای خرید ،

شش سال بعد وقتی که هجده سالش بود ،

با نامزدش به خرید رفته بودند ،

کفش نارنجی زیبایی با پاشنه بلند پشت ویترین یک مغازه بود ، دلش برای کفشها پر کشید ،

به نامزدش گفت:چه کفش قشنگی اینو بخریم؟ نامزدش خنده ای کرد و گفت:

خیلی رنگش جلفه ، برای یه خانم متاهل زشته.

فقط لبهای او خندید.

دو سال بعد پسرش به دنیا آمد...

بیست و هفت سال به سرعت گذشت ، دیگر زمانه عوض شده بود و پوشیدن کفش نارنجی نه جلف بود و نه زشت. یک روز که با شوهرش در حال قدم زدن بودند ، برای هزارمین بار ، کفش نارنجی اسپرت زیبایی پشت ویترین مغازه ، دلش را برد. به شوهرش گفت:

بریم این کفش نارنجی رو بپوشم ببینم تو پام چه جوریه. شوهرش اخمی کرد و گفت: با این کفش روت میشه بری خونه مادرزن پسرمون! این بار حتی لبهای شرین هم نتوانست بخندد !

بیست سال دیگر هم گذشت،

در تمام جشن تولدهای نوه اش که دختری زیبا ،

شبیه به خودش بود ،

علاوه بر کادو یک کفش نارنجی هم میخرید.

این را تمام فامیل میدانستند و هر کس علتش را می پرسید او میخندید و می گفت:

کفش نارنجی شانس میاره. آن شب، در جشن تولد بیست و سه سالگی نوه اش، در میان کادوها، یک کفش نارنجی دیگر هم بود...

پسرش در حالیکه کفشها را جلوی پای شیرین گذاشت، گفت:مامان برات کفش نارنجی خریدم که شانس میاره....

بالاخره در سن هفتاد سالگی, کفش نارنجی پوشید،

دلش میخواست بخندد اما گریه امانش نمیداد. در یک آن به سن دوازده سالگی برگشت، پشت ویترین مغازه کفش فروشی ایستاد و پنجاه و هشت سال جوان شد...

نوه اش او را بوسید و گفت:مامان بزرگ چقدر به پات میاد.

آن شب خواب دید که جوان شده کفشهای نارنجی اش را پوشیده و در عروسی نوه اش میرقصد.

وقتی از خواب بیدار شد و کفشهای نارنجی را روی میز کنار تخت دید با خودش گفت:امروز برای خودم یک دامن نارنجی میخرم ...
.
.
.

همین امروز کفش هاى نارنجى زندگیتان را بخرید،

تاهفتاد سالگى صبر نکنید،

این زندگى مال شماست!


 

ازدواج


پیتمن (روانشناس) می گوید:

ازدواج برای این نیست که شما را خوشبخت کند، برای این است که شما را متأهل کند.
وقتی ازدواج می کنید، آزادید که کارهای مثبت و مفید انجام دهید، آزادید که انسان بهتری باشید."
یک رابطه ی متعهد به شما کمک می کند تا جلوی وسوسه ها و اغواها مقاومت کنید، ضعف هایتان را ظاهر کنید و خودتان باشید و مطمئن باشید که با وجود همه ی اینها، کسی هست که دوستتان بدارد.
یک رابطه واقعی باید برخوردی از #انسانیت من و #انسانیت طرف مقابل باشد، با همه ی لذت ها و محدودیت هایش. اینکه زوج ها چطور با این اختلافات و برخوردها کنار می آیند کیفیت رابطه شان را تعیین خواهد کرد.

این دیدگاه از ازدواج، ممکن است چندان عاشقانه و رمانتیک نباشد، اما بر این معنا نیست که عمق هم ندارد.
پیتمن عقیده دارد که همه ی ازدواج ها ناسازگارند چون بین افرادی از خانواده های مختلف شکل می گیرد، افرادی که دیدگاه ها و اعتقادات متفاوت دارند. جادوی داشتن یک ازدواج موفق این است که دیدگاهی دوچشمی داشته باشید و زندگی را علاوه بر چشم خودتان، از چشم همسرتان هم ببینید.


 

چالش های زندگی


هر چالشی فرصتی برای رشد و پیشرفت است.

1- شما نتیجه افکاری هستید که تا کنون داشته اید.

2- اگر به همان عادت های قدیمی ادامه دهید, زندگی تان بهتر از این نخواهد شد.

 3- تا زمانی که دیگران را مسبب ناکامی های خود بدانید, هرگز موفق نخواهید شد.

4- اگر می خواهید بهترین ها را دریافت کنید, باید باور داشته باشید که سزاوار بهترین ها هستید.

 5- اگر بدانید به کجا می روید، تبدیل به شخص موثرتری می شوید.

موفق و موید باشید

 

دکترسعیدشعبانلو

روانشناس و مشاورخانواده


 

استرس چگونه باعث افزایش وزن می‌شود؟


استرس چگونه باعث افزایش وزن می‌شود؟

 استرس در زندگی روزمره ما وجود دارد و بعضی‌ها میگویند اجتناب ناپذیر است.استرس می‌تواند باعث انواع بیماری‌ها شود همانطوری که می‌تواند روی وزن‌تان تاثیر بگذارد.

اما رابطه استرس و افزایش وزن دقیقا چیست؟

 استرس چیست؟
استرس می‌تواند به‌عنوان هر نیرویی از دنیای بیرون تعریف شود که روی شخص اثر می‌گذارد. با اینکه استرس ممکن است در یادگیری و رشد به شما کمک کند اما در بیشتر موارد موجب اضطرب و درماندگی می‌شود.عوامل استرس برانگیز معمولا برای هر فرد تعریف خاصی دارد.چیزی که برای عده‌ای استرس‌زا و مانع است می‌تواند برای عده‌ای دیگر انگیزه‌ای برای پیشرفت باشد.

بدن شما به استرس واکنش نشان می‌دهد.
استرس موجب بروز واکنش فیزیکی حقیقی در بدن‌تان می‌شود.وقتی فرد با ترس یا تهدیدی مواجه می‍‌‌شود، چه واقعی و چه خیالی،بدن بطور اتوماتیک ،وارد مکانیسم دفاعی می‌شود که به آن اغلب واکنش ” جنگ یا گریز ” می‌گویند. بدن‌تان برای محافظت از شما شیوه خاص خودش را دارد،وقتی استرس دارید،آدرنالین و کورتیزول در خون‌تان آزاد می‌شود،تنفس‌تان تندتر شده و خون از دستگاه گوارش‌تان دور شده و به ماهیچه‌ها و اندام جنبشی‌تان فرستاده می‌شود، پیام‌های عصبی‌تان سرعت گرفته و مردمک‌تان گشاد می‌شود. ترشح کورتیزول زیادشده و تمام این واکنش‌های فیزیکی، اولین شیوه بدن جهت آماده شدن برای مقابله با ترس یا تهدید دریافت شده است.

تاثیر کورتیزول
کورتیزول همیشه در جریان خون وجود دارد و به حفظ فشارخون و تولید انرژی برای بدن کمک می‌کند. کورتیزول، سوخت و ساز چربی‌ها و کربوهیدرات‌ها را برای انرژی بدن تشدید و فعال کرده و همچنین پخش انسولین برای حفظ میزان قندخون را افزایش می‌دهد.درنتیجه، می‌تواند باعث افزایش اشتها به‌منظور حفظ میزان انرژی و انسولین شود.در زمان استرس،وقتی کورتیزول اضافی ترشح می‌شود، الگوهای طبیعی میزان کورتیزول مختل می‌شود.بطور طبیعی ،بالاترین میزان کورتیزول صبح‌ها و پایین‌ترین میزان آن شب‌ها می‌باشد.اختلال دراین الگو می‌تواند موجب افزایش وزن هم شود.کورتیزول می‌تواند پیام و علائم گرسنگی را آشفته کرده و تشویق‌تان کند تا چربی بیشتر و کربوهیدرات‌هایی بخورید که بدن می‌تواند آن‌ها را به انرژی تبدیل کند.در گذشته که در زندگی فعالیت‌های بدنی زیادی وجود داشت ،این کالری‌ها به راحتی مصرف می‌شدند اما امروزه بخش عمده استرس ما به دلیل مشغله‌های زیاد و گرفتاری‌های مالی است.در نتیجه هنگام استرس قادر نیستیم این کالری‌های اضافی را بسوزانیم.


 منبع : mednew